شلغم گياهي ست ريشه اي که در غالب مزارع پرورش داده ميشود. اين گياه به جهت داشتن منيزيم بالا نوعي مسکن ست و براي امراض مفيد ميباشد اما به جهت داشتن سلولز فراوان دير هضم بوده و براي معده هاي ضعيف سنگين ميباشد.
اشتباه نکنيد! منظورمان از نوشتن اين پست معرفي شلغم و تشويق شما در مصرف آن نيست. کمي صبر کنيد.
يکي از کارهاي روزمره بلاگرها علاوه بر سرزدن به مديريت وبلاگ خود و سروسامان دادن به قالب و محتوايش ، وبگردي ست. در درجه اول به کساني که بده بستان کامنتي دارند و در درجات بعد وبلاگهاي لينک شده و دوستان وبلاگي و درجه سوم گشت و گذار در وبلاگستان براي گذران وقت يا پيدا کردن مطالب مورد نياز.
مطالب وبلاگها و سايتها يي که روزانه سراغشان ميرويم و ميخوانيم يا سرراهمان قرار ميگيرند بسيار متنوع هستند و موضوعات گوناگون و متفاوتي دارند. حتي طرز بيان مطالب يا تصاوير و موسيقي هايي که براي پست ها استفاده شده.
به آدمهاي بي بخاري که به اتفاقات و اوضاع احوال اطرافشان بي تفاوت هستند اصطلاحا «شلغم» ميگويند. شايد بشود در دنياي مجازي هم اين صفت را به برخي داد. مثلا به کساني که با خواندن مطالب يا ديدن تصاوير سايتها و وبلاگها بي تفاوت از کنارشان ميگذرند؛ انگار نه انگار.نهايت اقدامشان چرخاندن علامت موس روي ضربدر و زدن آن ست.
اشتباه نکنيد! منظورم اين نيست که بايد براي هر مطلبي که ميخوانيم يا عکسي که ميبينيم کامنت بذاريم اما انصافا روزانه يا حداقل هفتگي چقدر به مطالبي برميخوريم که مخالف عقل يا شرع هستند و بيان آن مطب يا قرار دادن آن عکس صحيح نيست وبه نحوي فساد برانگيز ست؟ ممکن ست اين مطلب اخلاقي باشد يا سياسي يا شبهه اي ديني. مهم اين ست که باز کردن پاي آن به عرصه نت مفسده داشته باشد و عقل و شرع آنرا تائيد نکند.
دوست عزيز! حتي اگر به دنياي مجازي نت و مطالب و عکسهاي موجود در آن بسيار خوشبينانه هم برخورد کنيم مثال يک باغ ميشود. اگر در باغ، گياهان، اعم از درختان و گلها بي حساب و کتاب رشد کنند و به هرجهت بخواهند حرکت نمايند نه تنها به احتمال زياد به کمال مطلوبشان نميرسند بلکه در اين مسير مانع رشد گلها و درختان ديگر نيزخواهند شد. اين باغ در صورتي به رشد مطلوب و کافي ميرسد که فرد يا افرادي دلسوزانه جهت حرکت و ميزان رشد گياهانش را زير نظر داشته و به مسير درست هدايت کنند و اگر بيراهه ميروند آنها را دلسوزانه در وقت مناسب حرص نمايند.
انسانها موجوداتي اجتماعي هستند و اگر بي تفاوت از هم زندگي کنند هيچگاه به سعادت و کمال مطلوب نميرسند. به همين جهت هم هست که در اديان الهي امر به معروف و نهي از منکر جزء ملزومات ست و تمام پيامبران بخصوص رسول گرامي اسلام به آن تاکيد کرده اند.
يک انسان خداجو نه تنها در عالم واقع بلکه در دنياي مجازي اينترنت هم هيچگاه امر به معروف و نهي از منکر را ترک نميکند و اگر به مطلب يا عکسي برخورد کند که مخالف عقل و شرع ست( چه اخلاقي چه سياسي و چه ديني) از خود عکس العمل نشان داده و به نويسنده يا صاحب سايت و وبلاگ خاطي تذکر ميدهد و بي تفاوت و شلغموار از کنارش نميگذرد. اين مسئوليتي ست که خداوند بردوشمان نهاده و روز حساب و کتاب هم در پيشگاه عدل الهي بايد پاسخگويش باشيم.
پس دوست خوب و خواهر عزيزم! اگر مطلب خوب و مفيدي ديديم اخلاقا بايد نويسنده را تشويق و تائيد کنيم( امر به معروف) و اگر بالعکس، موظفيم تذکر دهيم(البته با حفظ شرايط لازم اثرگذاري) و ارشاد نماييم( نهي از منکر).
اگر دست در دست هم نهيم به مهرو خواهرانه کامنت گذاري کنيم مطمئنا به جاي وبلاگستان، گلستاني خواهيم داشت که وبلاگها گلهاي معطرش و سايتها درختان پر محصولش خواهند بود. پس: الا خواهر بيا شلغم نباشيم. اگر بوديم دست کم همه با هم نباشيم. چرا فردا؟! عمر دست خداست شايد دم ديگر دراين عالم نباشيم.
رد نور در کتاب خدا
شرايط1 و 2
در فضاي مجازي
ياحق
وقتي حريف کم مياره، وقتي کاراي خودش رو قابل دفاع نميبينه، وقتي از راه منطق و استدلال نميتونه جلو ببره؛ دست به توهين ميزنه. کتاباي مقدسشون قرنهاست تحريف شده و علماشون اکثرا روحاني نما هستن و حرفشون خريدار نداره. آخه مردم اين دوره زمونه آگاهن و با چارتا کار خرافي و چاخانهاي خريد بهشت خام نميشن. بنابراين از دين پوسيده و نخ نماشون چيزي براي رقابت وجود نداره. بهشون حق بدين که کم آوردن و حرفي واسه گفتن ندارن پس تنها دوراه واسشون وجود داره 1- بالا بردن پرچم سفيد 2- توهين و فحش و فحشکاري. گزينه اول اگه انجام بشه خفت گردن کلفتا رو ميگيره و به روز سياه مينشوندشون پس با زور و پول و حيله جلوش رو ميگيرن و فقط ميمونه گزينه دوم. شايد صدر اسلام چاهارتا بد و بيراه ميتونست مخ بي مخها رو بزنه ولي حالا عصر اطلاعاته وقتي حريف ميخواد فحش بده بايد هزار جور بپيچوندش و توصدجور زرورق عکس و موسيقي و فيلم تزئينش کنه تا مردم رغبت کنن طرفش برن.
از وقتي ايران انقلاب شده دماغ بعضيا بدجوري سوخته و ازهرفرصتي واسه بد و بيراه گفتن استفاده ميکنن. دشمن ميدونه چيزي که مردم رو مثل دونه هاي تسبيح کنار هم محکم قرار داده دين اسلامه واسه همينم يه روز به کتابش، يه روز به رسولش، يه روز هم به پيروانش توهين ميکنه. اما اگه ما براي مقابله بخوايم سينه چاک کنيم و مثل خاله خانباجي ها گيسامون رو پريشون کنيم و نفرينشون کنيم يا مثل دختر بچه ها گوله گوله اشک بريزيم که کاري از پيش نميره فقط دشمن رو خوشحال ميکنيم که به حداقل هدفش رسونيدم که همون احساساتي شدنمونه و...
به عقل ناقصم ميرسه که بايد:
اولا شناخت دقيقي نسبت به محتواي کتابهاي تحريف شده شون پيدا کنيم و اشکالات وتحريفات و تناقضاتي که ميبينيم نقد کنيم، خيلي منطقي.
دوما حضرت مسيح بنده خوب و زنده خدا شاهد و ناظر اعمال همه ست چه اعمال ما و چه اعمال دشمنامون. چه طور رومون ميشه گله و شکايت اونا رو به حضرت مسيح بکنيم در حاليکه خودمون با خريد کالاي اونا باعث قدرتمند شدنشون ميشيم.
جنساي اسرائيلي که هميشه بايد ممنوع الورود باشه و اجناس کشوراي ديگه هم مثل دانمارک و هلند همون موقع که غلطي کردند بايد في الفور ممنوع بشه تا درس عبرتي بشه واسه خودشون و ديگران.
سوما بازم تاکيد ميکنم که به دشمن نفرين و آه و ناله و اين چيزا اثري نداره چون اصولا قلبي نداره که احساساتي بشه وتنها زبوني که ميشناسه پوله، واسه همينم تحريم کالاهاش گوشمالي خوبي واسشه و اگر هم بخوايم مقابله به مثل کنيم ما هم بايد عکس،فيلم و موسيقي جهاني بسازيم و منطق اسلام رو با زبان هنر به گوش مردم دنيا برسونيم.
کار عمده هم با مسئولين اقتصادي، سياسي و فرهنگيه،همونا که ما انتخاب ميکنيم. راستي شما به کيا راي دادين؟ آهاي تهرونيا دور دوم به کيا ميخوايد راي بدين؟ اونا هم اين دغدغه ها رو دارن يا به اين حرفا ميخندن؟
راستي! به نظر شما اين نامه هايي که به حضرت مسيح نوشته شده که بيشتر از 99/99 درصدشم فارسيه به گوش دشمن ميرسه ؟!
به نام خدا
اوووه! خيلي شلوغ پلوغه! چه جمعيتي! از اينهمه آدم ميخوان سئوال جواب کنن؟! حالا دارن از کي ميپرسن؟سئوال و جوابش چقدر خيلي طول کشيده. پس کي نوبت به ما ميرسه؟ ببين مردم چه هم همه يي ميکنن. بذار يکم برم جلوتر.دارم کم کم بالاي سن رو ميبينم.
اوه! خدايا! اين که مريم دوست خودمه. خيلي وقته نديده بودمش. اين که دختر خوبي بود پس چرا انقدر کارش طول کشيده؟ بنده خدا آدم نماز خوني هم بود؛ آزارشم به کسي نميرسيد.
بذار گوشمو تيز کنم ببينم چي ميگن؟
« اي مريم دختر رضا! در اسفند سال هشتاد و شش چرا به آقا و خانم فلان راي دادي؟ آنها که نه مومن بودند و نه متعهد؟ ورود اشتباه آن دو به مجلس با راي تو انجام شد؛ آنها به جاي توجه به مردم به فکر حزب و جناح باطل خود بودند، درست است که در اقليت قرار داشتند اما با مخالفت دائمشان با لوايح و قوانين درست سياسي، وقت و هزينه زيادي از مجلس را هدر دادند و به اتحاد ملت لطمه زدند. اي مريم دختر رضا! چرا تحقيق نکرده راي دادي؟ آيا دفاعي از خود داري؟»...
اي داد بيداد! منم سال هشتاد و شش به اون دوتا راي داده بودم. حالا چيکار کنم؟
- نماينده اصلح در وصاياي حضرت امام
- نماينده اصلح بايد
به نام خدا
صبح روز جمعه تو کمد ديواري دنبال سربند و پلاکارد ميگشتم تا براي راهپيمايي بعد از نماز خودم رو مجهز کنم. در همون حال به شبکه قرآن هم گوش ميدادم. برنامه در مورد راهپيمايي و وظيفه ما در قبال حمايت از مردم مظلوم غزه و اعتراض به اسرائيل بدجنس بود که... متوجه شدم مهمان برنامه استاد دکتر رامين هستند...
آخي ياد اردوي طهورا افتادم و جلساتي که با ايشون داشتيم. گوشم رو تيز کردم تا خوب متوجه صحبتهاي دکتر رامين بشم. مثل هميشه حرفهاي تازه اي ميزدن و از زاويه جديدي به مسئله فلسطين نگاه ميکردن. گفتني که زياده يکي از اون نکات جالب رو براتون ميگم:
خدا در تورات بني اسرائيل رو از سه کار نهي کرده و فرموده که اگه يکي از اين سه کار رو انجام بدن نابوديشون حتميه. 1- يه جا جمع نشن 2-حکومت واحدي تشکيل ندن 3- وارد قدس نشن...برام خيلي جالب بود، چون صهيونيستها با اشغال فلسطين هر سه شرط بقاشون رو زير پا گذاشتن و طبق وعده خدا حتما به زودي نابود ميشن.
از راهپيمايي که برگشتيم صدامون حسابي دورگه شده بود...صدا که سهله پاش بيفته براي آزادي قدس جونمون رو هم ميديم...بگو مرگ بر اسرائيل
انتقاد و پيشنهاد يکي از داغترين موضوعاتي ست که برخي وبلاگها به آن ميپردازند و مخاطبان زيادي هم جلب ميکنند بخصوص انتقاد. اين دو موضوع جزء اساسي ترين لوازم يک جامعه موفق و پوياست آنقدر مهم که در دين بين اسلام از واجبات هستند.امر به معروف و نهي از منکر نام ديني انتقاد و پيشنهاد ست . خداوند متعال همه را به انجام اين دو کار فرمان داده به نحوي که در فروعات همرديف نماز، روزه، زکات، خمس، حج و جهاد قرار ميگيرند. تمام انبياءالهي و همه معصومين و امامان بزرگوارمان به انجام اين دو امر مهم کمر همت بسته بودند و در انجام اين مهم از هيچ قدرتي نترسيدند و عقب ننشستند.اما امر به معروف و نهي از منکر يا همان انتقاد و پيشنهاد شرايطي دارد که از مهمترين شرايط آن رعايت اصول اخلاقي در طول عمل ست.
حتما تا به حال به مطلبي انتقادي در وبلاگستان برخورد کرده ايد. در اينگونه مطالب نويسنده سعي دارد نسبت به امري که در جامعه به وقوع پيوسته و خلاف اصول فکري يا اخلاقي اش بوده انتقاد کند، اما متاسفانه گاهي شرايط نقد سالم لحاظ نميشود، مثلا نويسنده براي انتقاد از منکري، خود مرتکب چندين منکر ميشود؛ ناسزا ميگويد، تهمت ميزند، دروغ اضافه ميکندو... يا در مطلبش فحشايي را مطرح ميکند که مضرات مطرح کردن آن بيشتر از فوايد انتقاد ست .
دوستان عزيز! عطر خوش محرم همه جا پيچيده ، بيائيد انتقاد صحيح و اثر گذار را از سرچشمه پاک آن يعني امام حسين عليه السلام بياموزيم، او که هدف از قيامش امر به معروف و نهي از منکر بود .
...ياحسين