سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
زمستان 1386 - بانو بلاگ

بذار گوشمو تیز کنم ببینم چی میگن؟
« ای مریم دختر رضا! در اسفند سال هشتاد و شش چرا به آقا و خانم فلان رای دادی؟ آنها که نه مومن بودند و نه متعهد؟ ورود اشتباه آن دو به مجلس با رای تو انجام شد؛  آنها به جای توجه به مردم به فکر حزب و جناح باطل خود بودند، درست است که در اقلیت قرار داشتند اما با مخالفت دائمشان با لوایح و قوانین درست سیاسی، وقت و هزینه زیادی از مجلس را هدر دادند و به اتحاد ملت لطمه زدند. ای مریم دختر رضا! چرا تحقیق نکرده رای دادی؟  آیا دفاعی از خود داری؟»...
ای داد بیداد! منم سال هشتاد و شش به اون دوتا رای داده بودم. حالا چیکار کنم؟
- نماینده اصلح در وصایای حضرت امام
- نماینده اصلح باید


توسط تشکل اینترنتی بانوان
نظرات ()

از راهپیمایی که برگشتیم صدامون حسابی دورگه شده بود...صدا که سهله پاش بیفته برای آزادی قدس جونمون رو هم میدیم...بگو مرگ بر اسرائیل


توسط تشکل اینترنتی بانوان
نظرات ()

 تمام انبیاءالهی و همه معصومین و امامان بزرگوارمان به انجام این دو امر مهم کمر همت بسته بودند و در انجام این مهم از هیچ قدرتی نترسیدند و عقب ننشستند.اما امر به معروف و نهی از منکر یا همان انتقاد و پیشنهاد شرایطی دارد که از مهمترین شرایط آن رعایت اصول اخلاقی در طول عمل ست.
حتما تا به حال به مطلبی انتقادی در وبلاگستان برخورد کرده اید. در اینگونه مطالب نویسنده سعی دارد نسبت به امری که در جامعه به وقوع پیوسته و خلاف اصول فکری یا اخلاقی اش بوده انتقاد کند، اما متاسفانه گاهی شرایط نقد سالم لحاظ نمیشود، مثلا نویسنده برای انتقاد از منکری، خود مرتکب چندین منکر میشود؛ ناسزا میگوید، تهمت میزند، دروغ اضافه میکندو... یا در مطلبش فحشایی را مطرح میکند که مضرات مطرح کردن آن بیشتر از فواید انتقاد ست .
دوستان عزیز! عطر خوش محرم همه جا پیچیده ، بیائید انتقاد صحیح و اثر گذار را از سرچشمه پاک آن یعنی امام حسین علیه السلام بیاموزیم، او که هدف از قیامش امر به معروف و نهی از منکر بود .
...یاحسین


توسط تشکل اینترنتی بانوان
نظرات ()

بعضی چیزا تو سرما خیلی میچسبه، مثل خوردنی های گرم؛ لبو، چایی، باقالی و...
اون روز هوای قم حسابی سرد بود، منم که فراری از پوشیدن لباس گرم، حسابی میلرزیدم. وقتی از دفتر توسعه اومدم بیرون فکر یه راهی برای گرم شدن بودم که پسرک باقالی فروش را  مثل همه روزهای سرد سرکوچه بیگدلی دیدم. بخار باقالی های گرمش به هوا میرفت. قدمهام رو بلند تر برداشتم و خیلی زود خودم را بهش رسوندم.
- آقا پسر! نیم کیلو باقالی بده.
پسرک یه بسم الله گفت و ظرف نیم کیلوییش را پر از باقالی کرد. به این فکر میکردم که میتونم تا خونه ظرف باقالی رو تو بقلم بگیرم و حسابی گرم بشم. پولش را از کیفم در آورم دادم. پسرک آروم و بی ریا  یاعلی گفت و پول را گذاشت تو جیبش. فکر میکردم باقالی گرمم میکنه اما یاعلی پسرک انقدر گرمم کرده بود که دیگه احتیاجی به باقالی نداشتم.
...یا علی.


توسط تشکل اینترنتی بانوان
نظرات ()

لیست یادداشت ها
آسیب کمتر در روابط جنس های مخالف در نت
بچه قمی های نت
آخه چرا؟
حتی برای وبلاگ نویسان!
عشق بازی
[عناوین آرشیوشده]